ادیان ابراهیمی


ادیان ابراهیمی

یهودیت
نوشتار اصلی: بی‌خدایی یهودی
به طور کلی فرمولاسیون پایه‌ای یهودیت نیازمند اعتقاد به خدا است (که در نماز مهم یهودیت یعنی شماع متبلور شده‌است). در بسیاری جنبش‌های نوین یهودیت، خاخام‌ها نحوه رفتار فرد یهودی را بیانگر اینکه او پیرو یهودیت هست یا نه در نظر گرفته‌اند. در برخی از این جنبش‌ها پذیرفته شده که ممکن است فردی یهودیت را به عنوان سنت اجرا کند ولی در عین حال ندانم‌گرا یا بی‌خدا باشد.

مسیحیت
نوشتار اصلی: بی‌خدایی مسیحی
مسیحیت به عنوان دینی خداباور و مبلغ دین، معمولاً بی‌خدایی را کفرگویی می‌داند. بر اساس کتاب مزامیر ۱۴:۱ «احمق در دلش می‌گوید خدایی نیست. آنها فاسدند. کارهای زشت مرتکب می‌شوند. هیچ خوبی از آنها منتشر نمی‌شود.» اگرچه، در آمارگیری‌ها شمار زیادی مسیحی خودخوانده در بی‌خدایان آمریکا دیده می‌شود. برای مثال در آمارگیری هریس اینتراکتیو سال ۲۰۰۳، ۱۰٪ کسانی که خود را مسیحی پروتستان می‌خوانند و ۲۱٪ کسانی که خود را کاتولیک می‌نامند در حقیقت بی‌خدا هستند.[۱

اسلام
نوشتار اصلی: بی‌خدایی اسلامی
در اسلام بی‌خدایان را کافر می‌خوانند، واژه‌ای که برای چندخدایان هم استفاده می‌شد که به معنی انکارگر یا پوشاننده است. در اسلام گاهی کلمه کافر بار معنایی توهین به مقدسات را به همراه دارد. در عربی آن را الحاد می‌خوانند که معنی کفرگویی هم می‌دهد. مسلمانان آزاد نیستند که دین‌شان را عوض کنند یا بی‌خدا شوند.

ادیان هندی
بی خدایی در آیین‌های بودایی، هندو و جین معمولاً قابل قبول است.

هندوها با اینکه بی‌خدایی را قبول دارند، اما راه رسیدن به معنویت را برای یک بی‌خدا دشوار می‌دانند. پیروان جین عقیده دارند که خدا در واقع همان روح وارسته است. جینیست‌ها به خدای آفریننده باور ندارند اما عقیده دارند تعداد زیادی خدا در کیهان وجود دارد.

متون متعارف بودایی آفرینش ، وابستگی ضروریات اخلاقی به یک منبع الهی و مسئولیت انسان در قبال اعمال یک خدا (یا بالعکس) را تایید نکرده و گاه تکذیب می‌کنند. به همین دلیل آیین بودا به عنوان یک مذهب غیر ایزدگرایانه شناخته می‌شود. با این وجود همه‌ی متون بودایی به وجود ( و نه صلاحیت یا توانایی) تعداد بیشماری موجود روحانی معتقدند.

ادیان چینی
می‌توان برخی اشکال کنفسیوس‌گرایی و تائوئیسم را به شکلی غیر قابل اثبات ندانم‌گرا دانست؛ زیرا چیزی در مورد وجود موجودات فراتر یا لزوم ایمان به ایشان اظهار نمی‌کنند. هرچند در نوشته‌های کنفوسیانیسم اشاره‌هایی به عرش اعلی شده است که حاکی از قدرتی مافوق با معنایی ضمنی است.

گونه‌های مذهبی تائوئیسم به موجودات کیهانی گوناگونی اعتقاد درند که تمثیلی است از نیروهای متنوع در سرتاسر کائنات.[۱]

دیگر ادیان[ویرایش]
شیطان‌پرستی[ویرایش]
ساینتولوژی[ویرایش]
ساینتولوژی، به صورت آشکار ادعایی در مورد وجود خدا مطرح نمی‌کند.

ضدخدایی


ضدخدایی


ضدخدایی یا آنتی‌ته‌ایسم نوعی جهان‌بینی است که به نفی وجود خدا پرداخته، فعّالانه به مقابله با باور به خدا با استدلال مخرب بودن این باور می‌پردازد. از ضدخدایان معروف می‌توان به کریستوفر هیچنز و ریچارد داوکینز اشاره کرد.

bikhodaei

خداناباوری


خداناباوری


خداناباوری یا بی‌خدایی یا خداانکاری یا الحاد، در معنای عام، رد باور به وجود خدا است در معنایی محدودتر، بی‌خدایی این موضع است که هیچ خدایی وجود ندارد. در جامع‌ترین معنا، بی‌خدایی به سادگی، عدم باور به وجود هر گونه خداست. بی‌خدایی نقطهٔ روبروی خداباوری است، که در کلی‌ترین شکل، اعتقاد به وجود حداقل یک خدا می‌باشد.

واژه آتئیسم در زبان انگلیسی از واژه یونانی atheos (به یونانی: ἄθεος) گرفته شده است که به معنای بی خدایان است. این واژه در گذشته با دلالت ضمنی منفی، در اطلاق به کسانی به کار رفته که بی اعتقاد به خدایانی می‌شدند که در جامعه در سطح گسترده مورد پرستش قرار می‌گرفته‌است. با گسترش آزادی اندیشه و پرسش‌گری شک‌گرایانه و متعاقباً انتقادات رو به فزونی از دین، کاربرد این اصطلاح محدودتر و هدفمند شد. نخستین افرادی که به طور رسمی خود را با واژه «بی‌خدا» تعریف می‌کردند در قرن ۱۸ام بودند.

براهین بی‌خدایی گسترده‌اند و گستره گسترده‌ای از استدلال‌های فلسفی، اجتماعی و تاریخی را در بر می‌گیرند. استدلال‌ها برای عدم باور به خدای ماوراءالطبیعه به شمار نبود شواهد تجربی، مسئله شر، برهان وحی‌های متناقض و اختفای الهی است. با وجود اینکه بسیاری بی‌خدایان فلسفه‌های سکولار را برگزیده‌اند، برای بی‌خدایی هیچ ایدئولوژی یا مسلک فکری و رفتاری واحدی وجود ندارد. بسیاری بی‌خدایان بر این باورند که بی‌خدایی، نسبت به خداباوری، یک جهان‌بینی بهینه‌تر است، در نتیجه بار اثبات بر دوش بی‌خدایان نیست که ثابت کنند خدا وجود ندارد، بلکه بر دوش خداباوران است که برای باور خود دلیل بیاورند.

در فرهنگ غربی، غالباً بی‌خدایان را منحصراً بی‌دین یا ماده‌باور می‌پندارند؛ در حالی که در برخی نظام‌های ایمانی نیز بی‌خدایی وجود داشته‌است؛ از جمله در ادیان ناخداباوری چون آیین جین، برخی اشکال آیین بودا که از باور به خدایان حمایت نمی‌کنند، و شاخه‌هایی از آیین هندو که بی‌خدایی را موضعی صادق اما نامناسب برای رشد معنوی انسان می‌دانند.

به این دلیل بی‌خدایی مفاهیم گوناگونی دارد، تعیین شمار دقیق بی‌خدایان کار دشواری است. بر اساس یکی از برآوردها، در حدود ۲٫۳٪ جمعیت جهان بی‌خدا هستند، در حالی که ۱۱٫۹٪ از توصیف بی‌دین برای خود استفاده می‌کنند. طبق آماری دیگر، بیشترین میزان کسانی که خود را بی‌خدا معرفی می‌کنند در کشورهای غربی وجود، و آن هم به میزان‌های مختلف، که از درصدهای تک رقمی کشورهایی چون لهستان، رومانی و قبرس آغاز شده؛ و به ۸۵٪ در سوئد (۱۷٪ بی‌خدا)، ۸۰٪ در دانمارک، ۷۲٪ در نروژ و ۶۰٪ در فنلاند می‌رسد. تا ۶۵٪ ژاپنی‌ها خودشان را بی‌خدا، ندانم‌گرا یا بی‌اعتقاد می‌دانند. طبق گزارش مرکز تحقیقات پیو، از میان کسانی که وابستگی به دینی ندارند و خود را «بدون دین» می‌دانند، ۲٪ جمعیت آمریکا خود را «بی‌خدا» می‌دانند. بر پایه یک آمارگیری جهانی در سال ۲۰۱۲، ۱۳٪ شرکت‌کنندگان خود را بی‌خدا دانسته‌اند.

bikhodae.blogspot.co.uk

تاریخ بی‌خدایی


تاریخ بی‌خدایی


با وجود اینکه واژه بی‌خدایی (به انگلیسی: atheism) در قرن شانزدهم بر اساس واژه یونانی باستان ἄθεος به معنی بی‌خدا ساخته شد،[۱] و با وجود اینکه پذیرش بی‌خدایی مثبت در دنیای مدرن تا قبل از قرن هجدهم سابقه نداشت، ایده‌های بی‌خدایانه در طول تاریخ سابقه کهن داشته‌اند.

تفکر فلسفی بی‌خدایی، از قرن پنج یا شش پیش از میلاد مسیح در اروپا و آسیا پدیدار شد. به گفته ویل دورانت برخی قبایل پیگمی در آفریقا هیچ آداب و رسوم مذهبی یا خدایگان و باور به ارواح نداشته‌اند، و به نظر مسافرانی که شاهد بوده‌اند فاقد هر گونه باور خرافی بوده‌اند. برخی وداه‌های سیلون هم فقط احتمال وجود خدایان را پذیرفته بودند، و هیچ گونه دعا یا قربانی نداشته‌اند.[۲] با این حال بی‌خدایی به شکل مدرن تا اواخر دوران روشنگری اروپایی پدیدار نشده بود.[۳]

227517_183049085080772_163322387053442_486008_1730868_n

http://bikhoda.persianblog.com

bikhodae.blogspot.com

http://bidin2016.blogspot.co.uk